پنجشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٦

 

این غزل تقدیم می شود به یکتا به خاطر تمام مهربانی هایش ... به همین سادگی:

بالي براي پرواز ، طرحي براي قالي
تنها نشسته خاتون جايي همين حوالي
جايي كه آسمانش هر شب ستاره دارد
از آبهاي عمان تا سبزهاي شالي
آرام مي خرامد آهوي چشم هايش
از ترس مردمان بي قيد لا ابالي
اما شلال موهاش از زير شال سبزش
صد كشته كشته و او در اوج بي خيالي
گرد انار لب هاش خطي بنفشه روييد
" في العشق معجبات ياتين بالتوالي"
...
عطر تنش ميان هر بيت خون به پا كرد
شاعر شكست خورده  با دستهاي خالي

زینب رزاقی