شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٥

 

حرفهای من مثل ِ حرفهای تو

عاشقانه نیست

حرفهای ساده ای است که بی درنگ

با حریر کاغذی سپید

سر به سر شده

از نگاه مهربان ِ تو

شام ِ تار ِ دخترک

سحر شده

من شبیه ِ دختر ِ خیالِ تو

از تبار شعر و شاعر و ترانگی

از دیار ِ قول و قاف و جاودانگی

نبوده ام

ولی گاه

هم صدای باد

در میان شاخه های بید گشته ام

از حوالی شکوفه های صورتی گذشته ام

من شبیه سنگ های ساکت و صبور، سالهاست

پای چشمه ی نگاه ِ تو نشسته ام

من به خاطر زلال روی ماه تو، بارها

چلچراغ و آیینه شکسته ام

و هنوز هم به هیچ کس دل نبسته ام

سلام...

مینو