سال هزار و سیصد و تو!

چهار درد می گیرم

کودکی لجبازانه در من لگد می اندازد

و گرمی دستان پدر را طلب می کند

...

سال هزار و سیصد بی تو

من تمامی این سالها را پی ات دویده ام...

هنوز چهار درد دارم

و عشق همچنان برای زاده شدن پدر می خواهد.

تو  ،نیستی

و این دلیل خوبی است برای محروم کردن زنی از مادر بودن.

 

 

مینو

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

از من سلام خوشحالم که آمدم و نزدیک های صبح اینجا را خواندم خوشحالم...

احسان پرسا

نمی دونم چرا صراحت پایان بندی این کار چندان به دلم نمی چسبد.. با این حال لگد نشانه خوبی ست .. لگد نوید خوبی ست

حامد

عشق حاکم و خداوندگار ازلی و ابدی هستی است که تمامی هستی کمر به قتلش بسته اند.... و دریغا سخت غافل اند...

فرهاد

سلام بر اهل قبيله كماكان ارادتمنديم. يه زماني اين هم قبيله اي ها بدون اينكه هم قبيله شده باشند چند صفحه اي رو مشتركن براي من ترجمه كرده بودند يادش بخير.... عرض سلام و خسته نباشيد

ادیسه

بهانه... بهتر از این می خواهد زمین که باشد و بچرخد؟ بهتر از باران که آمدنش صفاست و نیامدنش...باران بهانه’ بودن زمین مثل روزهای هفته که شنبه می شوند به انتظار جمعه و جمعه هم که انتظار عزیز آمدنها نیامدنهای کسی که... ما غایبیم و اوست که حاضر همیشه و...شاید این جمعه بیاید...شاید... سلام همسایه... می بینی، مسافر با انتظار رسیدن است که تعریف می شود و زندگی شریف به انتظار مرگی شایسته... و بگذار هیچکس نداند که توی این شهر شلوغ کسی هست که روزهایش به گشتن به دنبال چهره ای تعریف می شود که... نیست. راستی، تو منتظر چیزی کسی...هستی؟

ادیسه

برای عید مبارکی همسایه های عزیز این سرا هم حرفی ندارم جز اینکه مبارک باشد و ان شاالله که همه’ مان بدانیم برای چه مبعوث شده ایم.

روح الله

و چشمانم را همیشه به راهت خیره دوخته ام... شاد و موفق باشی[لبخند][گل]

"من با خودم" نويس!

مينو آنقدر اينجا نمي‌نويسد كه وقتي متني از او مي‌بينيم مي‌دانيم به احترام او تا مدتي يكتا و زينب ديگر نمي‌نويسند... [گل] براي مينو تا دل يكتا و زينب بسوزد