۱.نوک انگشتاش درد گرفته بود از بس با این قلم دستیا کار کرده بود. حس می کرد پیرمرد هم زیر دستش خسته شده .

پیرمرد گفت : دخترم اگه چیزی از خدا می خوای، بگو به من . من اگه دعا کنم خدا حتما بهت می ده. هیچ وقت نشده چیزی رو خواسته باشم و نداده باشه

گفتم: یه چیزی از خدا میخواستم ، بهم نداده، حتما صلاحمه.

گفت: شیرت پاکه

گفتم : چه طور؟

گفت: وقتی می دونی خدا چیزی رو که میخوای نداده صلاحته ، یعنی هیچ وقت برات مشکلی پیش نمی آد.

کار که تموم شد خداحافظی کرد که بره، هنوز چند تا قدم نرفته بود که برگشت و گفت : روزی رو می بینم که با همسرت خیلی خوشبختی... 

اون اما هیچی به پیرمرد نگفته بود که چی از خدا خواسته که بهش نداده!

****

۲.من با خدا نمی جنگم . اگر تو را به من نداد حکمتی دارد لابد که نمی دانمش. اما اینکه می دانم من و تو مال هم نیستیم و باز هم دعا می کنم که خدا تو را به من بدهد،برای این است که اگر تو نمی دانی لا اقل خدا یادش بماند که تو را خیلی دوست دارم.  

****

اين نورها همه براي تو مينو ...

****

اینجا که برسد، حرفی برای گفتن نمی ماند ... نگاه می کنم ( فکر نمی کردم انقدر از نزدیک مهمانم کند)

/ 19 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مينو

خوبه که من تمام اين حرفا رو می شنوم اما هنوز دست به پاک کردن اين پست نمی ره. شايد اين جرات برای اين باشه که خدا ( خدايی که من توی ذهنم ساختمش شايد!! ) مثل هيچ کدوم از شما ها فکر نمی کنه ... اما حرفاتون دلنشينه

مينو

و اينکه دختر همسايه خوب می دونه نردبون خواستن پسر همسايه حکايتش چيه و توی دلش قند آب می شه.... خدای من که اجل از اين حرفها .... هم نامه ی نا نموده خوانی ...

حامد

نوشته حرمتی دارد که با پاک کردن؛ حتک می شود مينو. نوشته؛ بد و مبتذلش هم محصول لحظه های خاصی از آدمی است. نوشته تو اين ها نبود. اما برداشتی که من خواننده دارم از حرف هات؛ نه کوبيدن چيزی است؛ نه انکار چيزی و نه گاهی تاييد چيزی. نوشته هات مرا به فضاهای غريبی می برد که دوست دارمشان. دوست دارم چون من را منقلب می کنند. من را می نشانند روبروی من... هر کس خدای خودش را دارد دختر. خدای کسی بر خدای کسی ديگر برتری ندارد. بزرگ تر نيست. هر چه باشد؛ هر خدايی قبل از هر جيز؛ خداست...

حامد

می دانم که من را در سوی ديگر اين همه حرف بی ارتباط باز خواهی يافت. در دنيا نوشته ای وجود ندارد که برداشت نويسنده اش؛ با خواننده اش يکی در بيايد.ياغی گری است ديگر. گاهی در جبهه ای ديگر می جنگم مينو! تو خوب مراقب خودت باش... تصور کرده ای؟ با معشوق از معشوق ديگری گفتن را؟ ماه هاست که در ابهام برده است مرا.... به اين فکر کن که اگر شيطان سجده می کرد چقدر دنيا بی روح می شد... مگر می شود دو معشوق داشت...

قبيله نويس برای مينو

مينوِ؛ غزل رو برگردون ... تو اين خونه هيچ وقت هيچ چيزی پاک نمی شه گلم ...بگذر از حرفهای برخی ها ...

قبيله نويس برای حامد

حامد؛ تو آنقدر می شناسيمان که بدانی گله ای اگر می شود از نوشتن های تو نيست همسايه ... لااقل اين را ما ـ مينو و من ـ خوب می دانیم که تو چقدر خوب می فهمی و چه خوب تفکیک می کنی ... گله هم نیست در واقع .. کاش آدمها حرف ها و گذشته ها و نوشته های خودشان یادشان بود که گله از خواسته های خاکی دیگران نکنند ...

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

فراخوان خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده مراسم 16 آذر سال 86 درموج دستگیری های بی‌سابقه‌ی دانشجویی در آستانه‌ی روز 16 آذر(روز دانشجو) بیش از 30 تن از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب دانشگاه‌های سراسرکشور بازداشت شده‌اند. شگفت این که 16 آذر که نماد مبارزه با رژیم وابسته‌ی شاهنشاهی و سلطه‌ی بیگانه بوده است از سوی جمهوری اسلامی نیز تحمّل نمی‌شود. آن چه امسال در روز دانشجو روی داد، تکرار همان صحنه‌هایی است که رژیم گذشته هر ساله در برخورد با جنبش دانشجویی ایجاد می‌کرد. گرامی‌داشت روز دانشجو سنت پنجاه و چند ساله‌ی جنبش دانشجویی ایران است و دانشجویانی که امسال به اتّهام برگزاری مراسمی ، با محوریت مخالفت با جنگ و تحریم، بازداشت شده‌اند در زمره‌ی شریف‌ترین فرزندان این آب و خاک‌اند. ما خواهان آزادی سریع و بی قید و شرط فرزندان اسیر خود هستیم. کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

ايمان مستشارنظامی

به روزم با ترانه ای از جنس درد تقدیم به همه‌ی دوستان عزیزم که خداوند بهشون صبر بیشتر و دل بزرگتر داد و جسمی به دیده‌ی ناتوانان واقعی، ناتوان...

حامد از نوع عسکری

سلام ممنون که سر زديد خاتون سلام رسانند و خوبيم ولی شما ........خدا ..... در گلو شکست .....