/ 25 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حميد

می‌گفت: پرنده که باشی .... آسمان که نباشد ... نمی‌دانم دردم را می‌فهمی يا نه؟

بانوی بی پنجره

سلام بانو...... بالهايت را هم آماده ی پرواز کن...... تا به قلب عشق نرسی عاشقی نکرده ای...... ابرها را هم هواست باشد........ گاهی سنگ می اندازند........ پرواز ات خوش!

باغکوچه گرد

در خواب ديده ام پر خرچنگ لاشه ام / تعبير کرده اند به مرداب می رسم .... سلام و شرمنده که دير به دير ميام . اومدم وبلاگتون رو خوندم و لذت بردم وبغض هم فقط بهانه می خواهد که شکوفه کند غزلی نصفه نيمه هم کار کردم که اگر قدم رنجه کنيد و به باغکوچه سری بزنيد تقديمتان خواهد شد . اميد است دعامان بکنيد .... زياده عرضی نيست .... ياعلی .... مع السلامه

mehrnaz

مينو جان طرحت حرف نداشت!گر چه توی انجمن خونده بودی اما حال کردم دوباره بيام بخونم!به وبلاگ ما هم ير بزنيد خوشحال ميشيم کلی زياد!

آقا طیب

سلام . بايد بگم که طرحت خيلی خوبه.به خاطره همه اونايی که گفتم خوب نيست.انجمن! سرت شلوغه نازنين..مخلصيم .همين.سر عاشقان سلامت.

یکتا

سلام ... مینو ... مینوی من ... تحمل شوخی شنیدنت باهات رو هم ندارم ... جمع می کنم بساط کامنتها رو اگه به شوخی هم ... بگو جمع دوستان با خودشان ... شوخی ندارم اینجا ... همین

رهاتر از پرنده _ شایا تجلی

هميشه سلام... بعد از هشت ماه وبلاگم به روز شده ... خوشحال ميشم نظرتون رو در مورد نوشته هام بدونم... منتظرتون مي مونم...

mehrab

اگر آسمان در قاب چشمم جا خوش کند...!

سينا

چقدر قشنگه دلم که تاريخ انقضاش گذشته بود تازه شد