چمران هميشه ياد تو را زنده می کند ... *

جا خورده ام میان حضور یک باره ... یک باره ام ...

فقط یک نفر به من بگوید چه رازی است میان نامه های این دفتر 14 سالهء من و این روزها؟

*این یادداشت ادامه دارد ... گمانم.

...

پی نوشت.

1.       نام ها ... نام ها ...

2.       زینب ... خدا بگویم چه کارت نکند با آن پیشنهاد چلّه گرفتن ...

3.       دلم شور می زند برای کسی ... خوبید حضرت معلّم؟

...

* غزل از خودم ...

/ 9 نظر / 9 بازدید
مينو

می خواستم امشب از زينب بنويسم .... ميون همه دلها ...

اديسه

سلام همسايه ها. حيف که اين روزها و شبها جای تبريک ندارند وگرنه... عارضم که با مينوی اين خانه حرفها دارم که بماند. و با اويی که آنقدر جواب تلفنها و پيغام پسغامهای برادرش را نداد که... عمری اگر باقی باشد حرفها دارم برای شما. میان دلهایی که می شکند و اشکهایی که جاری است اگر یادی از حقیر کردید، صبر بخواهدی برایش...صبر... فی الحال سرتان سلامت و عيشتان مدام...

اديسه

می خواستم.................. اما نمی شد...

و غيره!

نام‌ها... نشانه‌ها... امان از اين‌ها.

احسان پرسا

یکتا.. این قالب و مخصوصا موسیقی درب و داغونم کرد. غم های مرده در دل ما زنده ساخت هجر گویا غم فراق تو روز قیامت است.. یکتا.. می خواستی ناگفته هایت را بگویی یا بغض می آمد سراغت .. یا نمی شد .. دو نقطه های من همیشه نشانه شکستن بغض نیست اما .. این دفعه هست

ناصر

مبارک باشه.

نيما سيفی مقدم

يکتا و مينو سلام ببخشيد که سر نمی زنم به خدا خودم ۱۰ روزه به روز شدم تازه دارم خبر می دم نه اينکه سرم شلوغه و اين حرفا... نه! فقط تنبلم شمام که هميشه لطف داريد