...

موی رها بر شانه ...

دستهایت کجاست که هوهوی باد شود؟ ...

...

 

*یکتا

/ 10 نظر / 6 بازدید
nastaran

va an bad dastist por mehr bar ghalbe zibaye to, yegane daste alam

الهام

دست‌ها.. دست‌هایش شاید با باد رفته باشد.. به باد رفته باشد.. شاید همان موی رها بر شانه، دست‌ها را به باد داده باشد.. شاید هم رفته باشد که دوباره برگردد..

حامد

به این فکر کرده ای چقدر نوشته ها مثل خود آدم ها معلق و پا در هوا هستند؟ داشتم به این فکر می کردم که اگر آدم ها واژه نداشتند آیا می توانستند فکر کنند؟ آیا فکر بر واژه ها تقدم دارد؟ یا این واژه ها هستند که فکر می زایند؟ اگر ازین بگذریم باید بگویم که تصویر موی رها بر شانه ها را با فرض این که شانه ها برهنه باشند یا یا با کمترین پوشش مثل دو بند نازک سینه بند دوست دارم. نه به خاطر جاذبه جنسی اش... به خاطر همین حسی که دارد... در این حالت لعزیدن دست ها لای این موها و روی این شانه ها جذبه ای نهان دارد.... حتی اگر هوهوی باد هم نشود و بیشتر موها را بکشد تا روی پستان ها.... سینه بندی از حریر موها.... چهره اغوا گر یک زن در پس زنانه ترین حالت سکوتش...

حامد

امیدوارم که کسی را در خلوت ات این گونه خوش داشته باشی دخترک... حس های جالب و زیبایی را در آن خواهی آموخت... همیشه غرق باشی در محبت و رفیق ات باشد هر که محبت کردن به تو را خوش آموخته است... که سادگی و نجابت تو شایسته ی محبتی زیباست.

جاناتان

یکتا جان زحمت های اون شبت یادم نمی ره بانو... خوبی ؟

ماه/قبیله/ من خوبی

روزها و سوزها

سلام خوبید ؟ به نظر شما عشق چیه ؟ تعریف شما از عشق چیه ؟ منتظر نظر شما هستم [رویا]

تبسم

سلام یکتای نازنین!...من هنوز در حسرت آن افطاری ام که نشد دعوتت کنم...به امید دیدار گل گلدونت را هم خیلی دوست دارم و یگ دنیا خاطره دارم... تو که دس تکون می دی...