يه جور دلتنگی ناب ....

     بغض تلخ ...

  من ام ...

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آدمك

سلام عرض شد خواهرك‌جان... خوبي؟... خوشي؟... لينكت رو هم گذاشتم، ببخش اين آدم(ك) فراموش‌كار و گرفتار رو... شرمنده... شاد باشي و برقرار... تا بعد...

ابر سفید

سلام یکتا

م ی ن و به ی ک ت ا

خاطرم دريای پر غوغا است. ياد تو چون سکه ای سيمين رها بر آب اين دريا است. خاطر دريا پريشان است سينه ی دريا پر از تشويش توفان است دست من در موج و چشمم سوی ساحل هاست قلب من منزلگه دل هاست نه بر اين دريا سکونی نه به ساحل ها چراغ رهنمونی کی بر آيد از افق شمع بلند آفتابم؟ تا درنگ آرم همی تا بياسايم کمی تا در اين امواج يادی، يادگاری را بيابم ای دريغا سر به سر موج است و گرداب است يا غرقاب سکه ی سيمين فروتر می رود در آب!!!!!

محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

سلام ، شعر بود وشور انگیز ، تلخ و شیرین هر دو در این دوره می آید به کار. در بار گاه عشق شما بار یافتم دل را درین بهشت گرفتار یافتم با این که چهره های مجازی ندیدنیست شادم ازین که فرصت دیدار یافتم

بانوی بی پنجره

سلام بانو... دلتنگی ها را عريان شدن در باد هم نمی توان گشود... اين دلهای تنگ از راه ديگری تنگ شده اند... از قلب يکی ديگر... کوه کن ی مثل فرهاد يا ديوانه ای مثل مجنون... يا... ببخش بانو.... دلتنگی اينها را نوشت..

کبوتر

خجالتم دادید ... عرض به محضرتان که ذیل هیچ بغضی نمیشود نوشت . خيال نداريد بباريد ؟

پناهگاه

سلام يکتا.

آمیرزا قلمدون

اين دلتنگی تلخ اين بغض ناب تو هستی! ........................ سلام ! بابت تقاصير ممتد حضورم شرمنده ! پست قبلی هم کار ساده و خوبی بود فقط اگر مينو خانم خويشتنداری نميکردند لابد کل استان فارس را بنامتان زده بودند مصداق آن شعر معروف: اگر يکتای کاشانی بدست آرد دل مارا....!!!!

روح الله

سلام.....دلتنگی ات را به سادگی ات می بخشم.....ولی بغض تلخ ات را به هيچ چيز .....واقعن تويی