تو که باشی من با تمام شهر هم قبيله ام....من و اين شهر هم قبله ايم

...............

.......

ايام را به ماهی يک شب هلال باشد    وان ماه دلستان را هر ابرويی هلالی

۱.ماهم تمام می آيد....

۲.می آيی.... و نفخت فيه من روحی ، دوباره مرده ای زنده می شود اينجا، آقا -شما-مسيح...؟

۳.می آيم.... و تمام ويرانی ام را به تلاطم امواج سهمگين بودنت می سپارم!
سبک می شوم و آرام می گذرم-مبادا غباری به محمل نشیند- تا شاید سهم قاب چشمانم از شانه های صبورت بیشتر باشد.

۴.می شود از چهارچوب نگاهت قفسی بسازی برای مرغ عشق خسته ای که دلش نه آب می خواهد ،نه دانه ی بی سبب؟!گاه اين بی شرميم را دوست دارم که نگاه آشفته ام را رها می کند تا در آغوش نگاهت بيارامد و دستانی که بی مهابا به سمت دستهات می دوند.

۵.با من حرف می زنی و من به دریا می زنم پی تقسیم ستاره هایی که از صدات چیده ام و تو نمی دانی که اینجا-در عمق این آبهای محکوم به تاریکی-چه طور روشنی دارد جان می گیرد.
 

۶.می خندی و من بال می گیرم ....ملک می شوم؛به سقف آسمان می روم و برفرازت وان یکاد می خوانم

۷.من تب دارم ...باغ تنم دارد در آتش وصلمان می سوزد و در قمصر گونه هام -مشرف به نگاهت- هزار هزار گل محمدی جان می گیرد
آستین بالا کن ,فصل گلاب گیری نزدیک است!!!
....
من که پرده خوانی نمی دانم -اما- اين پرده ی چشمانت را بيشتر دوست دارم-پرده ی هفتم-......و چه سخت است نوشتن از بودنی که تو را از خودت بگیرد...

یاد تو می رفت و ما عاشق و بیدل بدیم      پرده بر انداختی کار باتمام رفت

 

مينو

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکتا

مينو ... مينو ... مينوی من ... دلم داره پر پر می زنه برای شنيدنت دختر ... : با من حرف می زنی ... چه خوب که اين جا پرده دارش شمايی خانم ... گلابدان بيارم با زم زم چشمهاتون رو قاب بگيرم توی نقش چشمهاش ... دلم عجيب هوايی شده عزيز ... جلد نمی شه انگار جز سر بام شما ... يادتان هم که اينجا باشد از سر ما زياد است ... خواستيد دلتان مال از ما بهتران ... وای چرا دارم هذيون می گم؟!!! ... مال دلتنگيه عزيز ... يا علی

یکتا

نسيم؟!!! می کشمت دختر ... اون متن آخر بود؟!!! شانس آوردی که الان رفتی که من پای کامپيوترم و گرنه آن لاين دارت می زدم ... عزيز من ... بازم مرسی ... ولی خب اين دفعه چشمات رو باز کن کامنت مردم رو جای متن نذاری تو بلاگ ... دختر اونا کامنتای من برای آقای اوجانی بود نه متن وبلاگ ... بابت اون خبر دادن آی سی يو هم مرسی ... مسخره اش رو در آورده اند اين روزا ... هی دختر ... آرشيوم رو چرا پاک کردی؟!!! مگه نبینمت .. شانست بازم دارم می رم مسافرت وگرنه من بودم و تو و سوغاتی هات!!! گلی دوست دارم با همه دیوونگی های هر دو مون ... يا علي

younas

سلام اين متنه خوشمل بود .. کار مينو بود؟ .. مينو يکتا ..ايول به قلم جفتتون .. راستی بچه ها اين ماها التماس دعا داريم فراوون .. فراموش نشه! يا حق..

وحید

khasteh nabashi doste khob,bazam miyam

وحید

khasteh nabashi doste khob,bazam miyam

hamid sohrabi

سلام.فقط کمی به سمت شخصی شدن رفته. عيبی نداره که!

ابر سفید

یکتا...من زنگ...تو زنگ...من که رو ويبره خودم يه جای ديگه..تو هم که...نبودی گمانم....نشد دختر...دلم تنگه (خودت می دونی چقدر)...امشب هم باز من نيستم.....نگاتو ازم ندزدي!!!!!!! چشمات داره باهام حرف ميزنه...دلم ميگه می بينمت

ابر سفید

يکتای خوبم سلام.... دلتنگی و ... می دونم که بهت گفتم، اما می خواستم اين طوری به بچه هايی که می آن اينجا هم بگم که می خوايم يه ختم قرآن جمعی بگيريم برا نيمه شعبان..جزئياتش رو تو آرامگاه توضيح دادم. هرکی مايله می تونه به اين آدرس بياد و ثبت نام کنه..گلم تو هم به هرکی که می تونی خبر بده...ممنون می شم....فدات ....ياعلی

younas

۱۱ واسه منه ها .. گفته باشم .. /چطوری يکتا خانوم .. مينو خوبه؟ .. بچه ها اگه دعامون نکنيد هر چی ديدين از چشم خودتون ديدينا.. (خوب از چشم من که نمی تونيد ببينيد قاعدتا)