قبله ی قبیله ی من چشمهای شماست


فرشته ام ... این بار که بال می زنی آرام آرام ... حواست به ان دخترک ناشی ای که چادر سفید گلدار امامزاده را به هوای دیدنت هول هولکی سر می کرد و می دوید، نباشد ... نگران نباش که خدا هست و خدا هست و خدا هست ... از همان بالا بالا ها بخندی، دل من هم خوش می شود به بهانه هایی که برای نبودنت برای خودم سر می کردم ... خدا تو را دوست تر داشت که از من گرفت ... این را باور کن ... تو پیش فرشته هایی از جنس خودت خوشبخت تری ... بگذار من ساکت باشم توی نگاه دیگران ...
تمام شرافت این قبیله ها شاید تو نباشی؛ اما برای منی که مدتهاست لب بسته ام به سکوت ... برای من تمام آنی ... چه فرق می کند که کسی باور می کند یا نه؟! ... دلم خوش است که آن جا پیش خدای من و خودت، خوبی و هوایت را دارند و خب همیشه بیشتر از من کنارت هستند و بودند و ...

کم کم برای خودت فرشته ای شده ای عزیز ...
 

و تجعلنی بقسمک راضیا قانعا ...

 

یکتا

تویی که سالهاست پریده ای به آغوش آسمانیش ...

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی عباس نژاد

... عکسی که گذاشتید داغ دل تازه کرد ... سال خوشی داشته باشید ... با احترام ...

علی عباس نژاد

اما با منطق این نوشته موافق نیستم ... هرچند خوش نوشته شده بود ... راستی این مطلب از کدام نویسنده ی این وبلاگ است؟ یا اصلا از دوست دیگری است؟...بوی آشنایی می دهد این متن...نمی دانم چرا

سینا

سلام من هم تبریک می گم این سال نو رو به همه قبیله نویس ها و قبیله خوان ها... ممنونم که سر زدید به خانه همسایه تون...

میرزا قلمدون

سلام . سال خوبی داشته باشید.

یگانه * خواب گریز *

سلام شاید برایت تکراری باشد. اما... ایام بر شما مبارک باد ایام می آیند تا از شما مبارک شوند مبارک شمایید .. (گفتم برایت که این را از کی یاد گرفته ام..؟) امید که در این سال همه اتفاقات خوب برایت بیفتد. یا هر اتفاقی که می افتد خوب باشد.. ..

سوسن جعفری

این آواز مرا می‌برد به سال 82 ... به پرواز یک برادر ... سلام ... سال نومبارک...

محراب

و فی جمیع الاحوال متواضعا...! هیچ برای گفتن ندارم جز اینکه خوشحالم کردی با آمدن دوباره ات. سرشار از بوی عید باشی! یا علی مددی

جاناتان

آخ یکتا از این نیمخط دعایی که پایین نوشتی...