بیا ساده حرف بزنیم. بیا رها کنیم خودمان را از ازدحام واژه ها.... این شعرها راه به جایی نمی برند...

نقطه سر خط . اعتراف:

باخته ام

پاک باخته ام

مینو

...

حرفی نبود ... خیال بود ... ستون مهره هایم که تیر می کشد یاد تو می افتم ... یاد آن شب هایی که خوابی و نمی بینی چطور دارم از این همه فاصله نگاهت می کنم.

تمام شدم، نباختم.

ماه من؛ جنون شب چهارده دارم امشب. جنونی مدام ... تو ابر را بکش بر روی چشمهات.

با احترام. همین.

تمام.

یکتا

...

 

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس

سلام...تو که گفتی ساده حرف بزنیم اما جوری گفتی که من یکی اگه کامنتهای حامد رو نمی خوندم نمی فهمیدم...یا حق

روزها و سوزها

زندگی در حاشیه خیلی سخت است .حاشیه بر لب پرتگاه است ، آدم ممکن است بلغزد و سقوط کند .من حاشیه نشین هستم .به مسجد می روم ، در حاشیه مسجد نماز می خوانم ،نزدیک کفش ها ؛ من قرآن خواندن را یاد گرفته ام . قرآن کتاب خوبی است .قرآن حاشیه ندارد . هیچ کلمه ای را در حاشیه آن ننوشته اند .من قرآن را دوست دارم .همه چیز باید مثل قرآن باشد به روزم

حامد

چقدر کم کار شدید! دهه! حوصله ام سر رفت دیکه! یه چیزی بنویس دیگه مینو!

هموني كه ....

....,ومن درحالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد كنار انتظاري كه بدون پاسخ وسرد است ومن در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر !!!نميدانم چرا/شايد به رسم عادت پروانگيمان باز براي شادي باغ قشنگ ارزوهامان دعا كردم!!!

سیزیف

خنک آن قمار بازی که بباخت هر چه بودش بنماند هیچش الا... سلام

بینا

دوست عزیز سلام وبلاگ بینا همزمان با آغاز سال 2009 افتتاح شد از وبلاگ دیدن کنید . (بدون شرح) :) شما یکی از 100 وبلاگ نویس برگزیده پرشن بلاگ هستید که افتخار میکنم به وبلاگ تر و تازه من سر بزنید . مرسی بینا [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سایه روشن

خوشم می آید ...چیزی بنویسی و دیگران سعی کنند که بفهمند... ولی سخت است دیگر... خوب آنها که از دریچه چشم های تو نگاه نمی کنند به دنیایشان...به هر حال زیباست که خوشم می اید...

vajih

کم کار شدی خانوم دکتر[قهر][نیشخند]