قبلهء قبیلهء من چشمهای شماست

...
این را بارها و بارها می خواهم سر در این خانه بنویسم که هیچ وقت یادم نرود: قبلهء قبیلهء من چشمهای شماست.

* گل گلدون را دوست داری. می دانم. خاطره هایش با تو را اما بیشتر دوست دارم؛ دوست! گذاشتمش اینجا که نبودنها را دست کم کمی نرم کند.
 
* داری می روی دخترک و نمی دانی این طبقهء منفی یک بدون تو چه خالی می شود برایم. نمی دانی چه پنج ماه آرامی بود بودنت کنارم ... نمی دانی که چقدر همیشه به موقع آمده ای و چه بغضی گذاشته ای گوشهء گلویم با این رفتن ... نمی دانی نسیم ام ...
...

یکتا

/ 8 نظر / 6 بازدید
یکتا

یعنی کی دوباره می بینمت؟

سینا

تو می روی و پشت سر دو چیز مانده است: یکی مسیر روشنی که رفته ای و آن دگر دو چشم تا ابد محو در نگاه تو

راحله

تو می آیی ...؟ عبس بودن این انتظار را تنها چراغهای دریایی می دانند ...

راحله

اوا! عبسو درستش کن یکتا ! ( عبث )

مینو

اون طبقه ی منفی یک ظاهرا فقط برای من جا نداره و سر صاحبش شلوغه و ای داد ٍ بیداد... این گل گلدون رو برای چی گذاشتی؟ حالمون رو گرفت به اندازه ی کافی دستت درد نکنه ... تو که دست تکون می دی .... دلم گرفته خیلی ... یکتا باید برم سر یه کوه ... با اینکه پاهام جون نداره.. حتی اگه یخ بزنم تو راه... حتی اگه کوله ام سنگینی کنه مثل همیشه... دلم گرفته یکتا... باید برم سر یه کوه نه فقط به خاطر خودم به جای تو به خاطر تو .. باید برم... باید دل تو رو هم ببرم اون بالا... دلم برای یه شب مهتابی از اون بالا تنگه... یکتا من یکی از این همین روزا می رم... حتی اگه دیگه بر نگردم... من می رم گم می شم تو جنگل خواب.... کاش برگشتی نباشه....اینا رو می خوای اعتراف حساب کن یا اقرار یا هذیون یا هر چیز دیگه یا فکر کن من باز حالم خوب نیست... که خوب هم نیست

الهام

یه زمانی دنبال این بودم که گل گلدون رو بذارم تو وبلاگم. یه مدتی هم بود، منتها بی کلامش.. می گفت حیف نیست آهنگ وبلاگ خودت به این خوبی؟ چرا می خوای عوضش کنی؟ .. البته حالا که دیگه نه وبلاگی هست و نه .. ..

جاناتان

سلام یکتا جان.. و البته مینو جان..یادم می اد مادربزرگ می گفت ((کی)) کار شیطونه...شاید عجولی و ناصبوری ما رو کنترل می کرد از راه دور...

جاناتان

عجیبه. تا حالا حس می کردم گل گلدون آهنگ شادیه اما نمی دونم چرا اینقدر پر از غم شدم...........