هیچ نگو

حتی کلمه ای

شاید جایی دیگر

زمانی دیگر

...

در انتهای این واژه های دروغین

من

به خود باز می گردم

....

خداحافظ

 

مینو

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینو

نمی گذریم. دیگر برای گذشتن دیر شده است. برای ماندن هم. برای سخن گفتن واژه ها ناتوان اند. حتی نگاه ها... دستانم را به سپیدی دامانش می سایم و به خود باز می گردم... خداحافظ

یکتا

رفتن علاج قافله نیست ... راه شیری را انگار آسمان هم گم کرده است ... کسی قبله ام را نشانم دهد ...

محسن شیرالی

من برادر ندارم[ناراحت] .................................... به روزم... سلام

سعید

یعنی الآن قرار است هیچ کس در ماه قبیله ننویسد یا فقط مینو ننویسد یا چه؟

یکتا

قراری به ننوشتن کسی نیست ... هر خداحافظی رفتن را به دنبال ندارد ...

حامد

از روزی که با دارلمجانین شما اشنا شدم مثل این مستاجر ها زندگی تون رو کولتونه هی جا به جا می شید... سفر عسرت تون رو عشقه... مخصوصا اون یکتا ناقلا یه جای دیگه هم نوشته از خودش در می کنه... نامردیه این...

عابر...

صبر کن

حامد

بابا نیاگارا کجا بید... فعلن بذار از پس همین مونترال اش بر بیاییم... نوبت به نقاط دیگر عالم هم می رسه که از وجود من مستفیض بشن... عجله نکن... بذار یه کم سالم بمونن... نوبت همه شون می رسه....

چه اهمیتی داره!

مهم نیست هیچ . هیچ است و سکوت وردیست که بره ها می خوانند! سلام من به تو به مانند قایق کاغذیست که سال ها پیش به اب انداخته بودم