چيزي شبيه زمزمهء باد و باغ باش ... *

«  سلام حضرت عاشق ترین غزلخوانی 

...

...

بگو میان غزلهات جای من خالی ست

بگو جوابِ دُعاهایِ این سُلِیمانی**

... »

...

چند روزي به كوه پناه مي برم كه يادم باشد هميشه طبيعت چيزي بيشتر از آدم، به او بخشيده ... مي روم كه يادم بيايد هميشه آدم چيزي بيشتر از ناسپاسي اش از طبيعت دزديده ...

اگر شمعي براي ۲۵ سالگي ام داشته باشم، امسال در تنهايي يك چادر، ميان خلوت آن دشت پاي كوه مخملين خاموشش مي كنم ... هميشه از رسيدن به پايان مي گويم امّا گاهي با خودم فكر مي كنم: اگر اين روز واقعاً روز پاياني باشد؛ چه؟! ... با خودم مي گويم: « هیچ » ... می نویسم برای خودم روی دیوار این اتاق جدید که:«آن وقت دیگرانی هستند که بنویسند: شاید روزی دیگر!» ...

....

یکتا

* و ** دو غزلی که سکه اش به نام زینب رزاقی خورد ... ـ اگر سکه ای باشد! ـ

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باغکوچه نويس

سلام همسایه ممنونم که زحمت غزل رو کشيدين يه غزل ديگه خودم گذاشتم بياين بخونين مشکل سيستم حل شد

پری کوچک غمگین

"کاسه بلور را نمی توان یکبار از دست رها کرد،بر زمین انداخت،لگد مال کرد، و باز انتظار داشت که همان کاسه بلورین اول باشد..." سلام نازنین... از دل می نویسم از اقیانوس پری کوچکی غمگین از عاشقانه ای آرام می خوانی اگر...تو را من چشم در راهم

محمدياسر

نه مثل ساره اي و مريم ! نه مثل آسيه و حوّا فقط شبيه خودت هستي ! فقط شبيه خودت زهرا! اگر شبيه كسي باشي ، شبيه نيمه شب قدري شبيه آيه تطهيري! شبيه سوره « اعطينا»! شناسنامه تو صبح است ، پدر تبسّم و مادر نور سلام ما به تو اي باران ، سلام ما به تو اي دريا!

egh

در خاکدان ما گوهر زندگی گم است این گوهری که گمشده مائیم یا که اوست ؟

egh

سلام آيا ممکن است نوای قبيله ات را برايم ارسال کنی ؟

حامد

سلام مينو ... سلام... می فهمم عبور رهگذران را گاهی.. شبيه همين لحظه که تو آن جا بودی و من اين جا...

علی مورچه سفيد

سلام امروز از سر بيكاري رم سراغ مورچه سفيد و اخرين پيام رو خوندم مثل هميشه تو بودي ناگهان دنايي روي سرم خراب شد.. يكتا دنيا عوض شده ... من عوض شدم .. شهر .. ادمها يي كه مي شناختم ولي دوست ندارم از اين كه ديگر نه شاعرم نه احساساتي هستم متنفرم ازاين كه مي خواهم راحت زندگي كنم ... و زندگي را ديگر ديچه ايي رو به كوچه شادمان نيست ... خوشحال شدم هنوز كسي به ما فكر مي كند گاهي. ممنون

علی شيروی