حرفهای من مثل ِ حرفهای تو

عاشقانه نیست

حرفهای ساده ای است که بی درنگ

با حریر کاغذی سپید

سر به سر شده

از نگاه مهربان ِ تو

شام ِ تار ِ دخترک

سحر شده

من شبیه ِ دختر ِ خیالِ تو

از تبار شعر و شاعر و ترانگی

از دیار ِ قول و قاف و جاودانگی

نبوده ام

ولی گاه

هم صدای باد

در میان شاخه های بید گشته ام

از حوالی شکوفه های صورتی گذشته ام

من شبیه سنگ های ساکت و صبور، سالهاست

پای چشمه ی نگاه ِ تو نشسته ام

من به خاطر زلال روی ماه تو، بارها

چلچراغ و آیینه شکسته ام

و هنوز هم به هیچ کس دل نبسته ام

سلام...

مینو

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ياسر

قضاها لغيری و ابتلانی بحبها گفته اند مجنون به خاطر انشای همين بيت و فاش کردن راز حق و داغ قضا و قدر خرد در عشق ليلا خرد از کف داد........

يکتا

اين جا اگه غير فعال بشه ... گفتم که چه کار می کنم خانومم ...

از تبسم به يکتا

ما هفته پیش خيلی دنبال شما گشتيم تا دعوتتان کنيم برای افطار منزلمان...اما ظاهرا ما کم سعادت تر از اين حرفها بودیم....البته ما بشقاب و ليوان و قاشق و چنگال شما را تا آخر سفره شام گذاشتيم و خیال کرديم روی صندلی روبرو... يکتا ساکت نشسته و به ما لبخند می زند!..جايتان خيلی خالی بود...

تبسم

راستی شاهد هم دارم...مژگان و سلبيناز و پريا...

محمد ياسر

روزه دارم من افطارم از ان لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است ......

مليکا

ممنکه لينک آهنگ وبلاگ رو برام بذاری ؟

لاشريکستان

رب عیدتتوت مبارک،طاعاتتون قبول،آرزوهاتون مستجاب عالي بود.در مين شاخه های بيد گشتن هم صفايی داره...شاد باشين