/ 29 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اديسه( خدمت مينو خانم)

سلام جناب همسايه قابل اگر بدانيد به همسايگي، عارضم خدمتان که اينها که آمديد طرفهای ما و فرموده ايد، رسم همسايگی نبود بعضيهاشها...شما که تشريف بياوريد، بی صدا و ندا هم اگر باشد... ديوار و پنجره های خانه ام خبرم می کنند. باور کنيد همسايه هر وقت سر می زنم به خانه ام انگار کسی زمزمه می کند که... آمدندند نبوديد، سلام رساندند. رسم همسايگی رسم جبران و دير و زود و از این حرفها نيست، رسم همدلی است. شما هم که تا بوده ايد هم دل بوده ايد و همين ما را بس. سرتان سلامت همسايه. مهرتان به مهربانی

مينو برای حامد

خب نوشته ايم ديگر همان بالا. قبله ی قبيله ی ما چشمهای شماست!

حامد برای مينو

خوب بت پرستی می کنيد پس... يک قسمت اش قشنگ است ... يک قسمت اش که قبله تان انتهای زيبايی هاست.. چشم ها (نه چشم های من البته ) دنيای بی کرانه ای هستند... اما پرستش چيز ديگری است... بت پرستی هم رسم خودش را دارد... يکی را پرستيدن خوب است.. دوست دارم بنويسی قبله قبيله من چشم های تو است!!!! حالا بگرد به دنبال آن تو .... می بينی که همه چيزش همو می شود... مثل شمس من و خدای من....

مينو برای حامد

اين حرفت را قبول دارم . و می دانم که می دانی -شما- يی که گفته ايم ،چشمهای جماعتی نيست. تنها حرمتی است که از کودکی آموخته ایم. اما قبول می کنم که يگانگی صفتی است که تنها شايسته ی خداست. شايد برای همين باشد که تمام دعاها و تمام قرآن آنجا که بنده ای با خدايش سخن می گويد او را تنها و تنها -تو - می خواند: اناديک يا موجودا فی کل مکان ... معشوق چون به وحدت رسيده باشد تکثير می شود در همه جا، در جان و تن و عاشق آنگاه است که آئينه دار خواهد بود... قبله ی قبیله ی من چشم های توست.

يگانه * خواب گريز *

تابستان هم تمام شده انگاری .. نه؟

مهدي نقی پور

سلام خواهر جان...خوبی؟ای روزگار...دقيقا يه هفته قبل از اينکه کامنت بگذاری دنبالت گشتم ولی پيدايت نکردم...داشتم وبلاگ قديم ترها را می خواندم...ديدم زمانی را که وبلاگت را نذر کردی برايم...دلم گرفت...به نغمه گفتم از يکتا چه خبر...ااو هم گفت خيلی دلم براش تنگ شده است...نمی دانم...بی معرفت نشده ام...به خدا قسم همه تان جلوی ذهنم ميچرخيد...هر روز منتظرم يکی ايميلی...کامنتی...پی امی...بگويد دوباره همه دور هم جمع شده اند و محفل شعری بر پاست...ميدانی چند وقت است آن جمع شاعر پيشه غربت گزيده اند؟ميدانی چقدر دل تنگی عذابمان ميدهد...زندگی ها هم که سخت و از صبح تا شب سر کار...ای روزگار...ضمنا...خواهر جان...شما خواهر هميشگی ما هستيد...اگرچه ما را به برادری گذشته قبول داريد...يا علی...بالز هم سر بزن..

دكتر مجتبي كرباسچي

سلام صاحبدلان این سایت مجموعه گرد آوری اشعار عارفانه و عاشقانه شعرای قدیم وجدید است واین بار با اشعار : "مجنون دل افكار " و " مجنون جگر خون"بروزم. منتظر حضور سبز ونظرتان هستیم دکتر مجتبی کرباسچی

جاناتان

هميشه پيش چشامی..

سارا

چرا اين پست پاک شده :(