لیله الرغائب ... کدام آرزو؟!!

امشب می گویند هزار فرشته فرستاده ای به این بهانه که یک بار دیگر بفهمانیمان که عاشقی یعنی چه و ما چه دوریم از این ادعای همیشه امان ... دلم نشست پای حرفهای خودش و با خودم دیدم که چه لالم این روزها ... بگذریم ...

من اگر نمی فهمم تو ببخش ... یک روز می آیم _ یک روز از همین روزها _ که بنویسم چه دارد می گذرد بر روح دخترکی که هنوز دارد می خندد چشمهای قهوه ایش ...

...

سُبّوحُ قدّوس ربّ الملائکهِ و الرّوح ...

...

* طرح تازه خانه امان را عزیز خوبی رقم زده است دوباره ... سپاس از سعید کیاییِ خوب.

 

یکتا

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

سلام وقتی بچه بودیم از برادرم می پرسیدند چه آرزویی داری می گفت آرزو می کنم که همه آرزوهایم برآورده شود پاسخ رندانه ای بود نه؟ من اما آن شب آرزویی داشتم زندگی را این روزها در این یافته ام که نباید هزار آرزو داشت... چیزی در حدود انگشتان یک دست و کمتر آرزویم آرزو به دل ماندن بود ...

یگانه * خواب گریز *

اون شب تو هم گفتی دعا یادت نره.. اون شب منم فکر کردم: کدام آرزو..؟ خوب باش باش ..

راحله

فقط آمدم که بگویم که آن سعید کیایی موجود مخوفیست! گویا برای بعضی دوستان ناشناخته بود.

علی عباس نژاد

در مورد مخوف بودن سعید کیایی موافقم ! حتی کتابی هم با نام "سعید مخوف" در ذکر حالات و کراماتش نوشته اند ... احتمالا نواده ی سعید بوده که این کار را کرده !

آه از تنهایی...

سلام مطالبتون خیلی عالیه و جذاب به منم سر بزنید خوشحال می شم[گل]

فرناز

یکتای عزیز... زیبا بود... کوه ها با هم اند و تنهایند همچون ما باهمان تنهایان... به روزم ومنتظر

سلبی ناز

یک تا سلام. تولد تو هم مبارک دوست، خواهر، بانو. . . . از دور دست برایت دست تکان می دهم مثل همیشه. از دور نگاهت می کنم و ... مثل همیشه ...