به متولد ِ ماه ِ تیر:

قطبم؛ کمی بخند؛ جهنّم کنی مرا

اشکم کمی ترانه بخوان يَِم کنی مرا

من پیش آفتاب نگاهت نشسته ام

شاید شبیه ابر مجسم کنی مرا

لختی بیا بتاب به آغوش راکدم

تا چشمه تر ز چشمه ی زمزم کنی مرا

ماندم اسیر چشم تو در بین نیزه ها

پلکی بزن شهید ِ محرّم کنی مرا

بس نیست این سکوت مردّد میانمان؟!

فریاد کن که باز مصمّم کنی مرا!

فصل ِ گلاب گیری لب های سرخ توست

پیکی وضو بگیر که محرم کنی مرا

حالا تو ای خدای ِ غزل های ساکتم

بر من بدم که عیسی ِ مریم کنی مرا

حوّاترین هوایی قلبت شدم که باز

با بوسه هام حضرت ِ آدم کنم تو را!!

مینو

 

 

/ 9 نظر / 6 بازدید
قبيله نويس ... برای مينو

چی کار کنم دوسم نداشته باشی؟ چی کار کنم بری ازم جدا شی؟ ... چی کار کنم بهونه اتو نگیرم؟ چی کار کنم بدون تو نمیرم؟ ....... وقتی به هم نمی رسیم چه فایده؟ چه فایده هی این در و اون در زدن؟ ... تا اومدیم به خودمون بجنبیم، با سنگ زدن بالمونو شکستن ....... حرف واسه گفتن تو دلم زیاده. اما دیگه حوصله ای نمونده ... من و تو و این عشق بی اراده . داغی که قلب ای ما رو سوزونده .... چی کار کنم دوستم نداشته باشی؟ چی کار کنم بری ازم جدا شی ...

آزاده

گفتی: " سکوت کن که سکوت تو دیدنی است" گفتم: "زین بعد فریاد خواهم زد اندوه پاره های دل من شنیدنی است" به من سر بزن خوشحال ميشم

سعيد

سکوت‌های مردد مرا اين روزها محاصره کرده اند و خنده‌های مرتد شلاغم می‌زنند. کاش از اين ها ننوشته بوديد. کاش.

حامد

سلام... لون... و ماه وقتی دلش می گيرد...هر بار جور تازه مخفی می شود. لای ابر. پشت برگهای چنار... پشت ديوار همسايه. پشت سر تو... زياد تا گونه دارد. اين گونه گونی را دوست دارم وقتی يک گونگی می رسانند

زينب

سلام دوست من!

فرهاد

سلام. عرض شود که عالی است و ناب! بس نیست این سکوت مردّد میانمان؟!/ فریاد کن که باز مصمّم کنی مرا!

لاشریکستان

دست شما درست...بس نیست این سکوت مردّد میانمان؟! فریاد کن که باز مصمّم کنی مرا