تقدیم به یکتای خوبم -با سلام و صلوات!- ... به همین سادگی :


 



حرفی بزن خیالم موزون و شاعرانه
روی ورق برقصد تنها به این بهانه
از آتش نگاهت، لبخند گاه گاهت
بگذار تا بسوزد این شعر عاشقانه
آواز خوانده بودی زیر لبت دوباره
در شهر باز غوغاست از شور این ترانه
امواج دامنت را آرام تر رها کن
خانه خرابمان کرد رقصت در این میانه
می خندی و نفسهات لبریز عطر نارنج
"شوباد" می کنی باز با بوسه ای شبانه
آغوش باز کن تا در شهر باب گردد
عاشق کشی و آشوب این رسم حافظانه

زینب رزاقی
 


 
پ.ن:
"شوباد" اول وامی است از حامد عسکری عزیز و بعد نسیم خنک کویری است که هنگام غروب می وزد

/ 8 نظر / 8 بازدید
دلنوشته ها

سلام دوست عزیز. وبلاگ قشنگی داری. تبریک می گم. برات آرزوی موفقیت می کنم. دوس داشتی بهم سری بزن.

یکتا

زینبم ... زینب من ... هر چند غصب کرده امت این روزها ... اما می دانی که شاعرانگی ات را چه دوست دارم ...

س ا ر ا خوشکام

"اردیبهشت" توی نگاهت نشسته است وقتی که "پلک" های شما باز می شود عصر شعر پلک باسخنرانی دکتر ماحوزی وشعر خوانی محمدرضا عبدالملکیان ،گروس عبدالملكيان،جلیل صفربیگی,شهرام میرزایی, امیر مرزبان,محمد ارثی زاد,راضیه بهرامی,و... زمان:هفدهم اردیبهشت ساعت 13 تا17 مکان:تهران ،ولنجک,بلواردانشجو,بن بست كودكيار،سالن آمفی تئاتردانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی

علی عباس نژاد

رویت شد ... حبذا حضرت رزاقی... که خوش دوستانی دارید که برایشان خوش بسرایید . معمولا من در چنین شرایطی کلمه هایم بند می آید . خوش به حالتان که واژه هاتان نمی رمند ...

باغکوچه نویس

سلام زیبا بود از الطافتون ممنونم

جاناتان

سلام. ممنون. شعر نرم و روانی بود صاحبخانه ها..فقط کمی کلمه حافظانه و عبارت عامیانه خانه خرابمان کرد برایم دیر هضم بود..

ادیسه

سلام همسایه ها. احوال شما خوب باشد انشاالله همیشه. آمدم سلامی عرض کنم و ... اینکه... تا هست هنوز کسی که برای کسی شعری بسراید، هنوز می شود به آینده انسان امید داشت...

امید نقوی

دست خدا - به خواندن دست تو- بسته است ابلیـس از ملاحــت مـــکـر تـو خـستـه اسـت... مهمانی به یک غزل[گل]