راوی: غادة السّمّان

۱.

مرا در میان شیشه ی عطر در بند کردی
آنگونه که دیو را در شیشه می کردند و به دریایش می افکندند.
من از همان روز
پیام های یاری جستن ، فرستاده ام.
پس آیا یکی از آن ها را بر ساحل دریا یافته ای؟
و این خطوط را در آن خوانده ای؟
از آن هنگام که مرا در شیشه کردی
دیگر نیامدی تا مرا رها کنی
و من با شیشه ام خو گرفته ام:
در گوشه اش بساط نوشتن را بر پا کردم
و کاغذهایم را هر سو پراکندم
و روحم را به مسواکم آویختم
و شب هنگام
بر مرکب قلمم سوار شدم
همچون جادو گری که بر عصای خویش می نشیند
و در آسمان پر ستاره به پرواز در می آید.
من از همان روز
در خاطراتم تا دور دست ها پرواز می کنم
در جست و جوی پرسش هایی که سرگردان من اند
این که چگونه میان من و تو چنین شد؟
و چرا تو؟ .....
و من چه هنگام شیشه ی عطر تو را می شکنم؟
                                   و حافظه ام را باز خواهم یافت؟

 

۲.

مرکب چون عطر،
ما را به روزگاران ِ دیگر می برد
و ورق ِ سپید ِ کاغذ،
دستمال ِ خاطرات است
که با آن
اشک های دلتنگی را
از سطر ِ اول پاک می کنیم

 

۳.

جهان پیشینم را انکار می کنم
جهان تازه ام را دوست نمی دارم
پس گریزگاه کجاست؟
اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟

***

حرف ِ آخر:

خدا نخواست پرنده شبيهِ تو باشد

و من شبيه ِ زنی که اسير تو باشد

و قصه قصه ی تلخ ِ هبوط ِ يک آدم

خدا نخواست که آن سيب، چشم ِ تو باشد!

 

مينو

/ 44 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مينو

يکی يه حرفی بهم زد درباره ی طرحايی که فرستادم برای بالی برای پرواز هنوز بهت نگفتم .... اون موقع فهميدم چقدر تعطيلم ... و راستی مسئله اين نيست؟ بودن يا نبودن؟ ..... دارم فکر می کنم منم بلدم روضه بخونم : يکتا چقدر تو صبورييييييييييی ..... من؟ ... من مينو

مينو

يکی برام حرفای قشنگی از ميخ و سکه زده ... دوستشون دارم .... راستی يکتا من از اون مجله رنگيا بودن -خيلی رنگيا- از اونا که ... از وقتی کاغذا رو می دن بازيافت ... به جاش شونه تخم می کننشون .... من هم شونه تخم مرغ می شم؟؟؟ کاش سکه بودم ... لا اقل ميخا ۵ تومنن ... گرون ترن ... ولی دارم فکر می کنم ميخ اگه می شدم بايد می نشستم منتظر چکش ... شايد اين طوری بهتره ... حد اقل يه شونه ای می شم برای سری ... حتی اگه اون سر تخم مرغ باشه هان؟؟؟؟؟؟؟

مينو

تف به ذات ت الاغ ... حالا ديگه اکانت نداری؟ منم سر کارم ديگه .. کامنت می ذارم واسه عمم؟ بيچاره عمم ... الان هفت تا ژادشاه خواب ديده ... من که يه گدا هم به خوابم نمی آد... برم ديگه ..... فردا کلاس دارم ... من هميشه کلاس دارم.. کلا ادم با کلاسی ام از نوع بدون کلاهش!!!! مخلصيم سينه سرخ عاشق .... از کلاغ به سينه سرخ عاشق از کلاغ به سينه سرخ عاشق .... چرا جواب نمی دی سينه سرخ عاشق؟؟؟ غار .. غار .. غار

مينو

دو تا کامنت قبلی خط دوم : من از اون مجله رنگيا بودم ... کامنت قبلی خط دوم : الان هفت تا پادشاه خواب ديده ... دور چهارم دفعه ی قبل بريدم گفت برو گفتم : .... تو که می دونی اين جا خاليه چين؟ .. يکی بهم گفت نيست شدی... راست می گه .... آهنگ صياد از آلبوم صياد با صدای صيد!!!!!!!

مينو

هنوزم جمعس .. برا چند نفر فرستادمش امروز ... تو تلويزيون می ذارتش اين چن روزه ... محض يادش که خيليييييييييييييی عزيزه : ای دو سه تا کوچه زما دور تر ... نغمه ی تو از همه پر شور تر ... کاش که اين فاصله را کم کنی .. محنت اين غافله را کم کنی ... کاش که همسايه ی ما می شدی .. مايه ی آسايه ی ما می شدی ... هر که به ديدار تو نائل شود ... يک شبه حلال مسائل شود ....... روحش شاد آقاسی

یکتا

مينوی من ... مدتی من را ببخش ... سکوتم محض خاطر عزيز کسی است که عزيز است ...

سارا

سلام / درستش قصه ی تلخ هبوط یک سیب است .. خدا نخواست که آن سيب، چشم ِ تو باشد / در ضمن من عاشق اخوانم همین هم تو نوشته هام برق می زنه

بانو

يک بار هم نشد که اينجا بيام و لذت نبرم...سبک نشم...واقعا؛ بهتون تبريک می گم...موفق باشيد...