تو نمی دانی

غم ما را

تو چه می دانی

غم ما را

تو نمی دانی

.

.

.

سینه خالی کن

...

والعصر بخوان عزيز ، كه ان الانسان لفي خسر ... و انسان من و توئيم ... اين بي قراري ها تمام مي شود. حواست باشد كه كسي چيزي نخواهد فهميد مثل همين حالا كه چيزي نمي دانند و تواصوا بالصبر ... من و تو انگار سالهاست كه به زندگيمان چسبيده ايم! اين ها را فقط تو مي داني و من و خدايي كه در اين نزديكي است ... امروز رد پايش را روي برفها ديدم

مينو

/ 10 نظر / 10 بازدید
حسین غیاثی

سلام به یکتای عزیز...خیلی خوشحال شدم نظرت رو دیدم...به یاد اون روزایی که تازه شعر می گفتم افتادم...به همه سلام برسون...به امید دیدار

سيد مهدي موسوي

«پابرهنه در پارك» مي دوم و منتظرت هستم... با چه؟ 1- پاييز پدر سالار 2- در انتظار گودو (خبر مفصل چاپ شماره 2 اولين نشريه تخصصي غزل پيشرو) 3- ترانه هايي كه مادرم به من آموخت 4- در روزنامه ها خبري نيست (جديدترين اخبار از اتفاقات فرهنگي) 5- داش آكل يا حسن صبّاح؟ 6- مثل حفاظ پله ها (شعري تازه از سيد مهدي موسوي) ... «منتظرت هستم» فقط يك جمله بي معني ست پشت اين حروف مردي ايستاده كه سيگار مي كشد... ... منتظرت هستم!!!!

نيما سيفی مقدم

سلام خيلی خوشحال شدم که سر زديد من اسمتونو لينک می ذارم خوشحال می شم اگه دفعه های بعد هم ببينمتون

نيما سيفی مقدم

سلام یادم رفت بگم خواهش می کنم خودتونو شاگرد من ندونید چون من استاد نیستم تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی شما دو تا نظر گذاشتید با دو اسم من شما رو به نام ماه قبیله لینک گذاشتم اگه میشه اسمتونو داشته باشم در ضمن وبلاگ خانوم رزاقی رو هم می خواستم

قبيله نويس

ممنون مينو ... هستی گلبانو

ميثم يوسفی

مرسی بابت گفتن ناخوانايی بند دوم. مشکل تایپی داشتم که رفع شد!!

اصغر معصومی

ها خسته ام ! دوباره سفر راهي ِ من است امشب دوباره نوبت ِجراحي ِ من است دكتر ! دوباره كل ِ تنم درد پشت ِ درد من يك سلام ِ يخ زده ام ،( يك مداد ِزرد) / / سلام دوست روز موقت _ به روز و در انتظار حضور ارزشمند شماست مانا باشید